مدیر زندگی

چرا جهان به رهبران حرفه‌ای نیاز دارد؟

رهبران حرفه‌ای

رهبران حرفه‌ای چه تحولی در جهان ما ایجاد می‌کنند؟


بسم الله الرحمان الرحیم

چرا ما این جا راجع به رهبران حرفه‌ای صحبت می‌کنیم؟ شما چه مدیر یک سازمان باشید اعم از سازمانی مثل کسب و کار یا یک سازمان غیر انتفاعی! و چه نه! به این حرفه علاقه دارید و یا در آینده می‌خواهید کارآفرینی کنید و می‌خواهید برای مجموعه‌ای مدیر شوید، فرقی نمی‌کند، شما مخاطب این موضوع هستید.

ما بر خلاف آن اندیشمندان مدرن که پیش‌بینی می‌کنند آینده جهان بشری یک آیندهٔ بسیار تاریکی خواهد بود، برعکس ما به یک آیندهٔ بسیار روشنی باور داریم که وعده‌اش در کتاب‌های آسمانی آمده است. به عنوان مثال: تورات یا عهد عتیق را باز کنید، کتاب مزامیر داود (یا به انگلیسی Psalm)، فصل ۳۷، شمارهٔ ۲۹، این عبارت آمده که «صدّیقان زمین را به ارث می‌برند و تا ابد در آن حکومت خواهند کرد.» این عبارتی که برای شما خواندم ترجمه‌ای از نسخهٔ King James Bible بود و همین عبارت هم دقیقاً در قرآن کریم آمده:

«و لقد كتبنا في الزّبور مِن بعدِ الذّكرِ أنَّ الأرضَ يَرِثُها عِبادي الصّالحون» (سورهٔ انبیاء، آیهٔ ۱۰۵)

و ما در کتاب زبور داود بعد از تورات نوشتیم که زمین را بندگان صالح من به ارث می‌برند.

صدّیقانی که در کتاب مقدّس آمده، با این صالحانی که در قرآن آمده، این دو یکی هستند و در تفاسیر آمده که این‌ها حضرت مهدی (عج) و اصحاب او هستند که بر جهان حکومت خواهند کرد و ما خودمان را برای آن روز آماده می‌کنیم. همان روزی که تمدن اسلامی در گسترهٔ جهانی هستی حاکم خواهد شد. این آن هدف آرمانی ماست و ما برای چنین هدف آرمانی حرکت می‌کنیم.

 

برای تحقق این هدف ما نیاز به جنبش‌های اجتماعی داریم. این «اجتماع»، قدرت می‌آورد و اگر به قدرت‌ها ساختار بدهیم، انرژی‌هایش که به یک سو جهت داده شود، مثل یک عدسی عمل می‌کند. عدسی نور خورشید را که گرما آفرین هست (و گرما خود نوعی قدرت است)، در یک نقطهٔ کانونی متمرکز می‌کند و اثرش را می‌گذارد. پس ما نیاز داریم به ساختار‌های اجتماعی و ساختار‌های اجتماعی همان سازمان‌دهی است. ما به سازمان‌های مولد نیاز داریم و برای این که این سازمان‌های مولّد عملشان در راستای آن هدف آرمانی خودمان درست انجام شود، به مدیران و رهبران حرفه‌ای نیاز داریم. کسانی که اهداف سازمانی را به درستی مدیریت کنند. یعنی حرکت‌های اجتماعی را چه در قالب کسب و کار (که یک حرکت اجتماعی-اقتصادی است)؛ چه در قالب یک سازمان بزرگی (مثل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که یک سازمان‌دهی اجتماعی-امنیتی-نظامی است؛ که هر دو سازمان‌دهی لازم هستند: هم امنیتی-نظامی، هم اقتصادی و تمام سازمان‌های فرهنگی، علمی، هنری و…) همهٔ این‌ها برای تحقق آن هدف آرمانی لازم هستند. این همان چرایی است که ما به خاطرش تلاش می‌کنیم، تولید محتویٰ می‌کنیم که این جزو وظیفهٔ حرفه‌ای من است؛ همهٔ شما هم همینطور! هر کدامتان وظایف حرفه‌ای خودتان را دارید. این که ما در کنار این که کار مدیریتی انجام می‌دهیم، باید بیاییم آن دانسته‌های خودمان را هم با همدیگر سهیم شویم و انتشار دهیم و دست به دست هم دهیم و در راستای آن هدف متعالی به هم کمک کنیم.

خوب حال می‌خواهم راجع به خود رهبران حرفه‌ای صحبت کنم. اولین نکته این که: رهبری یک انتخاب است نه انتصاب. سمت مدیریت را در نظر بگیرید. یک سمت انتصابی است. یعنی اگر بخواهید در یک سازمان مدیر یک مجموعه شوید، باید از مقام مافوق، این سِمَت انتصاب شود. اما رهبری انتصابی نیست. رهبری، انتخاب شماست. یعنی فرقی نمی‌کند شما کارمند جزء باشید یا مدیر کل یک سازمان، مدیر منزل باشید یا آزاد کار (FreeLancer)! وقتی که انتخاب کنید که مسؤولیت زندگی‌تان را دستتان بگیرید و بعد دیگران را، و بعد به سبکی زندگی و کار کنید که بدانید: «من رفتارم بر دیگران اثر می‌گذارد. پس باید مراقب خودم باشم.» و بعد الگو و الهام‌بخش بقیه باشید؛ یعنی این مسؤولیت پذیری شما تا آن جا پیش برود که الگوی بقیه شوید، این همان می‌شود «رهبری». چون کسانی که الگوی دیگران شده‌اند در واقع رهبر آن‌ها شده‌اند. پس رهبر بودن انتخابی از درون شماست، نه انتصاب از بیرون شما.

نکتهٔ دوم اکتساب یکسری صفات واجد رهبری است. شما برای این که رهبر موفقی در سازمان‌تان شوید، فرقی نمی‌کند کارمند باشید یا یک مدیر کل، به محض این که انتخاب کنید رهبر باشید و طبیعتاً زندگی‌تان رفته رفته دگرگون می‌شود، فقط این انتخاب کفایت نمی‌کند! باید یکسری صفات هم اکتساب کنید. این بحث بسیار مفصّلی دارد که این جا به دو نکته‌اش اشاره می‌کنم:

یکی این که رهبران دائماً باید معلوماتشان را به روز کنند. شما وقتی قادرید تصمیمات بهتری بگیرید که احاطهٔ بیشتری به شرایط داشته باشید. رهبران حرفه‌ای، تصمیم‌گیرندگان حرفه‌ای هستند و تصمیم گیری حرفه‌ای شما منوط به این هست که شما به شرایطی که بر شما احاطه کرده، چقدر احاطه دارید! هر چقدر بیشتر، کیفیت تصمیم‌گیری‌هایتان بهتر. برای همین رهبران موفق، دائماً در حال یادگیری هستند و معلومات خودشان را به روز رسانی می‌کنند.

نکتهٔ دوم رهبران موفق، هدفگرا هستند. آن‌ها غرق در چشم‌انداز‌ها و اهدافشان هستند که اصلاً برایشان مهم نیست که چه اتفاقی افتاده و قرار است بیفتد یا چه موانعی سر راه هست. در هر صورت به سمت هدف پیشروی می‌کنند و همین باعث الهام بخشی آن‌ها می‌شود. آن‌ها با وجود موانع، دائما به سمت هدف در حال پیشروی هستند. خوب برای هدف‌گرا بودن باید چه کرد؟ شما باید دائما لیستی از اهدافتان را بازنویسی کنید و آن‌ها را به استمرار به روز رسانی کنید و ببینید چقدر به هدفتان رسیده‌اید. این هم بحث مفصلی می‌طلبد، باشد برای فرصتی دیگر.

امیدوارم همین مطالبی که با شما در میان گذاشتم، الهام بخش شما باشد که انتخاب کنید الهام بخش بقیه باشید و طوری زندگی کنید که دیگران از شما الگو بگیرند و بعد در راستای این هدفی که می‌خواهید در زندگی‌تان محقق کنید، صفات واجد رهبری را هم اکتساب کنید. موفق باشید.

به دیگران بفرستید

مهدی سلیمی

مهدی سلیمی

محقق، مربی و معاون مدیر مسؤول مرکز مطالعات اسلامی علامه عسکری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *